غزل شمارهٔ ۱۰۳۰
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انخودم۷ بیت
سالها شد که به جان طالب جانان خودمدرد دل می طلبم در پی درمان خودم
جام می بر کف و در کوی مغان می گردمرند سرمست خود و ساقی مستان خودم
در نظر آینه می آرم و خود می نگرمعاشق روی خود و واله و حیران خودم
مو به مو با همهٔ خلق مرا پیوند استبستهٔ سلسلهٔ زلف پریشان خودم
نفسم آب حیاتی به جهان می بخشدخضر وقت خودم و چشمهٔ حیوان خودم
سید و بنده و محبوب و محب خویشمهر چه هستم دل و دلدار خود و آن خودم
نعمت اللهم و با ساقی سرمست حریفبر سر خوان خودم دایم و مهمان خودم