غزل شمارهٔ ۱۰۴۷
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یرم۷ بیت
خوش حیاتی که پیش او میرمچون بمیرم به کیش او میرم
عشق او شمع و من چو پروانهگرچه سوزد که در برش گیرم
گر زند ور نوازدم چون نیبجز از ناله نیست تدبیرم
دوش دیدم خیال او درخوابلطفش امروز کرده تعبیرم
سروری بر همه توانم کردمن چو در پای میر خود میرم
چون توانم که عذر او خواهمکه سراپا تمام تقصیرم
هرچه گویم ز خود نمی گویمنعمت الله کرده تقدیرم