غزل شمارهٔ ۴۸۰
قطره و دریا همه از ما بودآب عین قطره و دریا بود
موج دریائیم و دریا عین ماعین ما بر ما حجاب ما بود
چشم عالم روشنست از نور اودیده ای بیند که او بینا بود
ز آفتاب حسن او هر ذره ایدر نظر چون ماه خوش سیما بود
در دو عالم هرچه آید در نظرحضرت یکتای بی همتا بود
دل به میخانه کشد ما را مداممیل رند مست با مأوا بود
در همه جا نعمت الله را بجوجای این بی جای ما هر جا بود