گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۶۹

جان و دل ایثار جانان کرده‌ایمعمر و سر در کار ایشان کرده‌ایم
جان فدا کردیم در میدان عشقاین کرم چون شیرمردان کرده‌ایم
جرعهٔ می را به عالم داده‌ایمقیمت می نیک ارزان کرده‌ایم
جمع بنشستیم در گلزار عشقسنبل زلفی پریشان کرده‌ایم
از برای گنج عشقش کنج دلچون سرای خویش ویران کرده‌ایم
از سر ذوق این سخن را گفته‌ایمذوق در عالم فراوان کرده‌ایم
نعمت الله را به بزم آورده‌ایمدعوتی از بهر مهمان کرده‌ایم