غزل شمارهٔ ۵۴۴
وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیه: اشد۷ بیت
آفتابی به ماه پیدا شدصورت و معنئی هویدا شد
ظاهر و باطنی به هم بنموداول و آخری مهیا شد
در همه آینه یکی بینددیدهٔ روشنی که بینا شد
آمد و شد حقیقتا خود نیستبه مجاز است کآمد و یا شد
به خرابات رفت خاطر ماچون از آنجاست باز آنجا شد
جان دریا دلم قفس بشکستمرغ آبی به سوی مأوا شد
نعمت الله خدا به ما بخشیدنقد سید به بنده پیدا شد