غزل شمارهٔ ۷۰۲
ذاتش به صفات می نمایدیک ذات ذوات می نماید
در جام جهان نمای اولخود راز برات می نماید
عینی به ظهور در مراتبما را درجات می نماید
گر کشته شوی ز جان میندیشکان موت حیات می نماید
چون کردهٔ اوست کردهٔ ماجمله حسنات می نماید
هر لحظه به صورتی برآیدشیرین حرکات می نماید
عمری که به عشق می گذاریدر وی حرکات می نماید
خوشدل باشی به درد نوشیکز درد دوات می نماید
در دیدهٔ سیدم نظر کنکو نور خدات می نماید