گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۳۳

ای به نور روی تو روشن دو چشم جان منای خلیل الله من فرزند من برهان من
شمع بزم جان من از نور رویت روشن استباد روشن دائما چشم چراغ جان من
در نظر نقش خیال روی تو دارم مدامای دل و دلدار من ای جان و ای جانان من
مجلس عشقست و من میگویمت از جان دعاگوش کن تا بشنوی ای میر سرمستان من
مدت هفتاد سال از عمر من بگذشته استحاصل عمرم توئی ای عمر جاویدان من
بی رضای من نبودی یک زمان در هیچ حالیک سخن هرگز نفرمودی تویی فرمان من
یادگار نعمت الله قرةالعین رسولنور طه آل یاسین سایهٔ سلطان من