غزل شمارهٔ ۴۱۴
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ابنتوانیافت۶ بیت
علم ما در کتاب نتوان یافتسر آب از شراب نتوان یافت
در خیالش به خواب رفتی بازوصل او را به خواب نتوان یافت
رند هرگز به حلقه نروددر چنان جا شراب نتوان یافت
همه عالم چو ذره او خورشیدذره بی آفتاب نتوان یافت
این چنین دلبری که ما داریمدر جهان بی حجاب نتوان یافت
در خرابات همچو سید مارند و مست و خراب نتوان یافت