غزل شمارهٔ ۷۴۷
دست چپ را یسار می خوانندکنج را هم یسار می خوانند
عاشقانی که محرم رازندیار را دوستدار می خوانند
ذاکرانی که ذکر می گویندروز و شب آن نگار می خوانند
در همه آن یکی همی جویندگر یکی ور هزار می خوانند
بیست و هشت حرف اگر همی خوانیعارفان بی شمار می خوانند
هر که بینند و هر چه می خوانندخدمت آن نگار می خوانند
نعمت الله را چو می یابندمظهر کردگار می خوانند