گنج

غزل شمارهٔ ۷۴۶

رندان همه مستند و می از جام ندانندبی نام و نشانند از این نام نشانند
در صومعه گر زاهد رعناست مجاوررندان به سراپردهٔ میخانه روانند
خوش آینه دارند در آن آینه روشنبینند جمال خود و بر خود نگرانند
اسماء الهی است که ظاهر شده بر خلقیک چند چنین بوده و یک چند چنانند
عشاق برآنند که معشوق بر آنستما نیز بر آنیم که عشاق برآنند
این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق استبی ذوق نخواهیم که یک بیت بخوانند
از غافل مخمور مجو مستی سیدکز ذوق می و مستی او بی خبرانند