غزل شمارهٔ ۱۴۱۵
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یده۷ بیت
ما نقش خیال تو کشیدیم به دیدهخوش نقش خیالیست درین دیده بدیده
نوریست که در دیدهٔ ما روی نمودهنقشیست که بر پردهٔ این دیده کشیده
دایم دل ما بر در جانانه مقیم استگر جان طلبد هان بسپاریم به دیده
این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق استخود خوشتر ازین قول که گفته که شنیده
بی عیب بود هرچه به ما می رسد از غیبعیبش مکن ای دوست که از غیب رسیده
خوش خلق عظیمی که همه خلق برانندصد رحمت حق باد بر اخلاق حمیده
در بندگی سید رندان خراباتاین بنده غلامیست که آن خواجه خریده