گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۵

همه عالم تن است و جان عشق استجان و جانان عاشقان عشق است
عشق هم صورتست و هم معنیآشکارا و هم نهان عشق است
در میان آی و در کنارش گیرخوش کناری که در میان عشقست
عشق و معشوق و عاشق خویشیمهرچه هستیم این زمان عشق است
عمر جاوید خوش بُود با عشقغرض از عمر جاودان عشق است
عاشقانه در آ درین مجلسگر تو را عشق آن چنان عشق است
نعمت الله چو نور پیدا شدنظری کن ببین که آن عشق است