غزل شمارهٔ ۱۳۶۳
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: و۷ بیت
در دو عالم یکست مثلش کوکی بود مثل چون نباشد دو
به وجود او یکی است تا دانیاین دوئی از چه خاست از من و تو
به ظهور آن یکی هزار نمودمی نماید هزار اما کو
گنج و گنجینه و طلسمی توهر چه خواهی ز خویشتن می جو
میل با عاقل دو رو چه کنیباش با عاشقان او یک رو
غیر اونیست ور تو گوئی هستنبود هیچ هستئی بی او
نعمت الله یکی است در عالمور تو گوئی که دو برد می گو