گنج

غزل شمارهٔ ۳۷۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انهیچنیست۱۰ بیت
جان ما بی عشق جانان هیچ نیستدرد دل داریم و درمان هیچ نیست
در همه جان جز که هم جان هیچ نیستتن چه باشد زانکه هم جان هیچ نیست
بگذر از دنیی و عقی باده نوشجز می و ساقی رندان هیچ نیست
نزد مصری شهر بغداد است هیچکوبنان چبود که کرمان هیچ نیست
با سبک روحان نشین ای جان منزانکه صحبت با گرانان هیچ نیست
غیر او هیچست اگر گوئی که هستهرچه باشد غیر او آن هیچ نیست
ظاهر و باطن همه عین وی استغیر او پیدا و پنهان هیچ نیست
دنیی و عقبی و جسم و جان همهای عزیزان نزد رندان هیچ نیست
هر چه هست از جزو و کل کایناتبلکه این مجموع انسان هیچ نیست
با وجود سید هر دو سرابینوا چبود که سلطان هیچ نیست