گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۹۸

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: انه۹ بیت
ساقی بده آن می شبانهمستم کن ازین شرابخانه
بشنو تو رموز عشقبازانکان است نشان و این نشانه
داریم بقای مطلق از حقباقی همه کارها بهانه
کار دل ماست عشقبازیاز دولت عشق جاودانه
پروانهٔ جان ما روان سوختچون آتش عشق جاودانه
گر میل کنار یار داریجانست بیار در میانه
از هستی خود چو نیست گشتیدر هر دو جهان توئی یگانه
دامی است وجود آدم ای یارمائیم شکار و روح دانه
مطرب بنواز قول سیدوز نغمهٔ ساز عاشقانه