غزل شمارهٔ ۶۸۵
قادر پر کمال کن فیکونآنکه او هست و بود و خواهد بود
هر چه امکان لطف بود و کرمهمه در حق بنده اش فرمود
با چنین نعمتی که او بخشیدشکر این بنده را چه خواهد بود
او یکی سایه اش به ما افکندلاجرم در ظهور دو بنمود
همه عالم نشان او دارداین نشان هم به نام او فرمود
ره به خلوتسرای عشق نبردعقل بیچاره گرچه جان فرسود
هر که یک دَم ندیم سید شدنفسی خوش ز عمر خود آسود