گنج

غزل شمارهٔ ۹۶۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: انمش۷ بیت
روح اعظم نایب حق خوانمشلاجرم بر تخت دل بنشانمش
اسم اعظم خوانده ام از لوح دلخازن گنج الهی دانمش
مهر و مه می خوانمش در روز و شبگه به صورت گه به معنی خوانمش
عهد با او بسته ام روز ازلتا ابد پابند آن پیمانمش
نور چشمست او و دیده دمبدمدر خیالش سو به سو گردانمش
عقل مخمور است و من مست خرابگر درآید این چنین کی مانمش
نعمت الله مخزن اسرار اوستهرچه می خواهم ازو بستانمش