گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۰۹

لذت رند مست ما دانیمعادی می پرست ما دانیم
دل به میخانه رفت خوش بنشستنیک جائی نشست دانیم
نقد گنجینهٔ حدوث و قدمدر وجود آنچه هست ما دانیم
جام می را مدام می نوشیمتوبهٔ ما شکست ما دانیم
رند مستیم و دامن ساقیخوش گرفته به دست ما دانیم
دل ما تا ابد به عهد خود استاز ازل عهد بست ما دانیم
تو چه دانی که ذوق سید چیستذوق این میر مست ما دانیم