گنج

غزل شمارهٔ ۶۹۲

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اید۷ بیت
عقل ناقص به کار می نایدصحبت او مرا نمی باید
سخنش اعتبار نتوان کردزانکه بر قول خود نمی پاید
هر زمان قصهٔ دگر خواندهر دم انکامه ای بیاراید
آبرو را به خاک ره ریزدبه لب خشک باده پیماید
چون که از شوق عشق بی خبرستلاجرم دوستی نمی شاید
نفی سید کند ولی به خیالآن خیالش به خواب بنماید
سیدی عاشقی بجو که تمامجانت از ذوق او بیاساید