غزل شمارهٔ ۱۵۴۶
دارم از عشق درد دل خیلینیست درمان به غیر واویلی
چشم ما بحر در نظر داردکرده هر گوشه ای روان سیلی
هست ما را به میخوری ذوقینیست ما را به زاهدی میلی
من مجنون ندانم از حیرتلیلی از خویش و خویش از لیلی
عاشق درمند چون سیدنتوان یافتن به هر خیلی