گنج

غزل شمارهٔ ۴۸۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انبود۹ بیت
نقل ما چون نقد سرمستان بوددر همه عالم از آن دستان بود
دست ما و دامن او بعد از این خوش بود دستی کز آن دستان بود
روضهٔ ما جنت پر حوریانبوستان شیخ در ماهان بود
چشم ما تا دید آب رو از آندر نظر دریای بی پایان بود
هر که باشد عارف ذات و صفاتشاید ار گوئی که او انسان بود
عاشق او زنده باشد تا ابدجان عاشق زنده از جانان بود
گر خراب است خانهٔ ما باک نیستجای گنجش در دل ویران بود
هر که آید در نظر ای نور چشمآن نمی گویم ولیکن آن بود
در خرابات فنا خوش ساکنیمنعمت الله میر سرمستان بود