غزل شمارهٔ ۵۲۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انشود۷ بیت
هرکه باشد بندهٔ او درجهان سلطان شودخوش بود جانی که مقبول چنان جانان شود
روی او در دیدهٔ ما آفتاب روشن استاین چنین نوری کجا از چشم ما پنهان شود
هرچه آید در نظر نقش خیال او بودلاجرم در حسن خوبان عقل ما حیران شود
ما ز دریائیم و با ما هر که بنشیند دمیگرچه باشد قطرهای در بحر ما عمان شود
مشکل حل است و حل مشکلات عالمستحل این مشکل تو را در مجلس رندان شود
گنج معنی هر که می خواهد بیاید همچو ماعارفانه ساکن کنج دل ویران شود
نعمت الله حاصل عمر حیاتست ای عزیزخوش بود گر حاصل عمر عزیزت آن شود