غزل شمارهٔ ۱۳۹۳
نقش خیال رویش برآب دیده بستهآن نور چشم مردم در آب خوش نشسته
روز الست با او عهد درست بستیمجاوید من بر آنم گرچه دلم شکسته
دیشب خیال رویش در خواب دید دیدهامروز آن خیالش بر ما بود خجسته
زُنار کفر زلفش دل بر میان جان بستخوشتر ازین میانی دیگر کسی نبسته
جام شراب وحدت نوشیم عاشقانهشادی روی رندی کز خویش باز رسته
پیوسته ایم با او پیوسته ایم جاویدپیوسته این چنین خوش از غیر او گسسته
از بندگی سید ذوق تمام داریمسرمست تندرستیم نه از خمار خسته