غزل شمارهٔ ۱۱۰
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اب۷ بیت
آفتابی ز ماه بسته نقابکرده در گوش درهای خوشاب
چشم عالم به نور او روشنسخنی نازک است خوش دریاب
نقش رویش خیال می بندمکه به بیداری و گهی در خواب
می خُمخانهٔ حدوث و قدمنوش می کن به شادی احباب
نور آن ماهرو که می بینیآفتابست نام او مهتاب
سر موئی ز سِر او گفتمسر زلفش از آن شده در تاب
نعمت الله حجاب را برداشتچون حجاب است در میان اسباب