گنج

غزل شمارهٔ ۵۳۰

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)۵ بیت
هر دم بر آب چشم ما نقش خیالی می کشدهر لحظه از حالی دگر ما را به حالی می کشد
سلطان عشقش هر زمان ما را مثالی می دهدو آن بی مثال از خود به روی ما مثالی می کشد
گر دل به دلبر می کشد او می کشد دل را به خودکوشش چه کار آید مرا صاحب کمالی می کشد
و آن رند مست از جام او آب زلالی می کشدساقی همیشه از کرم جامی به رندی می دهد
تاتو نپنداری مرا میلم به مالی می کشدمن نعمت الله یافتم نعمت به عالم می دهم