گنج

غزل شمارهٔ ۸۷۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: ار۹ بیت
مو نمی گنجد میان ما و یارعشق در جانست و جانان در کنار
رند و قلاشیم ای زاهد برولا ابالی ایم ساقی می بیار
عاشق و مستیم و با رندان حریفعاقل هشیار را با ما چه کار
ذوق عاشق تا به کی جوئی ز عقلروی گل را چند می خاری به خار
خود چه داند عقل ذوق عاشقیخود که باشد او و چون او صدهزار
در سرم سودا و جام می به دستبر یمینم عشق و ساقی بر یسار
درد دل دارم اگر نالم بسوزناله ام بشنو ولی معذور دار
در هزار آئینه بنماید یکیآن یکی در هر یکی خوش می شمار
در خرابات مغان دیگر مجوهمچو سید دردمند و درد خوار