غزل شمارهٔ ۸۷۸
در ترقی همیشه باش ای یاردر تنزل مباش چون اغیار
جام می عاشقانه خوش می نوشتا که گردی ز عمر برخوردار
نزد ما موج و بحر هر دو یکیستغیر ما نیست اندک و بسیار
گر یکی در هزار پیش آیدآن یکی را هزار خوش بشمار
جان جاوید اگر همی جوئیجان به جانان خویشتن بسپار
سر موئی اگر حجاب بوداز میان آن حجاب را بردار
کار عشق است و کار ما این استنعمت الله به کار خود بگذار