گنج

غزل شمارهٔ ۸۶۵

یار صاحب نظر به دست آورحاصل بحر و بر به دست آور
گر به شب آفتاب می جوئیماده دور قمر به دست آور
هست در مصر نیشکر بسیارشکر از نیشکر به دست آور
این چنین دلبری که می جوئیرو به خون جگر به دست آور
خوش در این بحر ما در آ با ماصدف پر گهر به دست آور
با هنرمند صحبتی می دارعارفانه هنر به دست آور
بندهٔ بندگان سید شوحضرت معتبر به دست آور