گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۵۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انخوردهای۷ بیت
می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده اینوش جانت باد اگر با باده نوشان خورده ای
قوت جان و قوت دل دُردی درد است ای عزیزقوت و قوت خوشی داری اگر آن خورده ای
در خرابات فنا جام بقا را نوش کنتا توان گفتن که می با می پرستان خورده ای
ای دل سرمست من جانم فدا بادت که بازمی ز جام جان و نقل از بزم جانان خورده ای
نعمت فردوس اعلی نیست قدرش پیش توگوئیا نزل خوشی از خوان سلطان خورده ای
غم مخور گر خورده ای از عشق او جام شرابکان می پاک حلال است و به فرمان خورده ای
یا حریف نعمت اللهی که این سان سرخوشییا ز خم خسروانی می فراوان خورده ای