گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۴

در گوشهٔ میخانه کسی را که مقام استناقص نتوان گفت که او رند تمام است
از روز ازل تا به ابد عاشق و مستیمخود خوشتر از این دولت جاوید کدامست
با ساقی رندان خرابات حریفیمدائم بود آن ساقی و آن عشق مدام است
بی نام و نشان شو که درین کوی خراباتبی نام و نشان هر که شود نیک به نام است
می نوش می عشق که پاکست و حلالستاین می نه شرابیست که در شرع حرام است
خوش جام حبابی که پر از آب حیاتستمائیم چنین همدم و پیوسته به کام است
سلطان جهان بندهٔ سید شده از جاناین بندهٔ آن خواجه که در عشق غلامست