گنج

غزل شمارهٔ ۹۸۴

در محیطی فکنده ام زورقکه دو عالم در اوست مستغرق
نتوان زورق از محیط شناختیا وجود محیط از زورق
نور خوشید در سپهر یکی استشد مرتب میان صبح و شفق
هو هو لا اله الا هونیک دریاب سر این مغلق
خود پرستی و ما و من گوئیراه گم کرده ای ایا احمق
دیدهٔ ما ندید غیری راتا گشودیم دیده را بر حق
نعمت الله جام می بخشدتا بنوشید راوق مطلق