غزل شمارهٔ ۸۳۹
مال قلبش کن لام است ای پسرقلب آدم نیز دام است ای پسر
دام را بگذار تا فارغ شویهر چه ما داریم دام است ای پسر
سر فدا کن در طریق عاشقیجان که باشد دل کدام است ای پسر
جام ما باشد حبابی پر ز آببادهٔ ما عین جام است ای پسر
عاقلی گر عالم عالم بودنزد عاشق ناتمام است ای پسر
هر یکی را یک دو روزی دور اوستدور ما اما مدام است ای پسر
نعمت الله در خرابات مغانرهنمای خاص و عام است ای پسر