غزل شمارهٔ ۵۵۰
بلبل جان چو ساکن تن شدمجلس کاینات گلشن شد
آفتاب وجوب رو بنمودشب امکان چون روز روشن شد
گنج اسما نثار ما فرمودنقد هر یک از آن معین شد
بود پیدا ولی نهان از ماآمد اینجا به ما مبین شد
عین اول ظهور چون فرمودواضح و لائح و مبرهن شد
جام گیتی نما چو صیقل یافتحسن آمد به حسن و احسن شد
نعمت الله جمال را بنمودنور او نور دیدهٔ من شد