غزل شمارهٔ ۱۶۶
عشق او همدم دیرینهٔ ماستخلوتش در حرم سینهٔ ماست
جان ما گرچه که آئینهٔ اوستروی او نیز هم آئینهٔ ماست
کُنج دل گوشهٔ ویرانهٔ اوستگنج او حاصل گنجینهٔ ماست
عشق ورزیدن و میخواری همعادت کهنهٔ دیرینهٔ ماست
صوفی صافی معنی به صفاطالب صورت پشمینهٔ ماست
آنچه امروز توئی طالب آنحرفی از درس پریرینهٔ ماست
همچو سید بود ایمن ز خمارهر که مست از می دوشینهٔ ماست