غزل شمارهٔ ۱۰۹۷
میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیمنزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم
از دولت وصل او ما سلطنتی داریماز حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم
تا ناظر او گشتیم منظور همه خلقیمخود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم
از نور جمال او روشن شده چشم مابا چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم
عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیمما زنده جاویدیم در گور کجا باشیم
از علت امکانی دل صحبت کلی یافتچون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم
آن سید سرمستان ساقی حریفان استگر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم