گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۲

دل سرمست ما ز جان بگذشتآن معانی ازین بیان بگذشت
در خرابات عشق می گردیدلامکان یافت از مکان بگذشت
دنیی و آخرت به هم بر زدجان چه باشد که از جهان بگذشت
از وجود و عدم سخن نکندهرکه از نام و از نشان بگذشت
میل جنت دگر نخواهد کرددل که بر کوی عاشقان بگذشت
نور رویش به چشم ما بنموددیده از بحر بیکران بگذشت
سید ما گذشت از عالمبنده با حضرتش روان بگذشت