غزل شمارهٔ ۲۶۱
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ایدرویشاست۷ بیت
بیا که جان و دلم در هوای درویش استبیا که شاه جهانی گدای درویش است
به خاک پای فقیران و جان سر حلقهکه سرمهٔ نظرم خاک پای درویش است
در آن مقام که روح القدس ندارد باردر آ که گوشهٔ خلوت سرای درویش است
صدای نغمهٔ عاشق و ذوق مجلس مانمونه ای ز حضور و نوای درویش است
به یاد ساقی باقی بنوش دُردی دردکه جام دُردی دردش دوای درویش است
اگرچه عاشق درویش با دل ریشمولی خوشم چو بلا از برای درویش است
سماع و مطرب ذوق است و صحبت درویشترنم نفس جانفزای درویش است