غزل شمارهٔ ۱۰۶۰
باز سرمست جام جم شده امعاشق روی آن صنم شده ام
گرچه بودم ز هجر درویشیدیگر از وصل محترم شده ام
تا دلم خلوت محبت اوستپرده بر دار در حرم شده ام
سر کویش مقام کردم از آندر همه جای محترم شده ام
غم عشقش خجسته باد که مناین چنین شادمان ز غم شده ام
تا که منظور حضرت عشقمفارغ از عقل بیش و کم شده ام
از وجود و عدم رمیده دلمسید عالم و قدم شده ام