گنج

غزل شمارهٔ ۸۵

دردمندانه بیا ما را طلبدرد دل جانا ز بودردا طلب
در چنین دریای بی پایان درآعین ما را هم ز عین ما طلب
طالب و مطلوب را با هم نگرجای آن بی جای ما هر جا طلب
چشم ما روشن به نور روی اوستنور او در دیدهٔ بینا طلب
هر کجا کنجیست گنجی در ویستگنج اسما در همه اشیا طلب
عارفانه دامن هر یک بگیرحضرت یکتای بی همتا طلب
در خرابات مغان مستانه رونعمت الله را در آنجا وا طلب