گنج

غزل شمارهٔ ۹۷۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ازیبهلطف۵ بیت
وقت آن آمد که ما را باز بنوازی به لطفیک زمانی از کرم با ما بپردازی به لطف
حال ما گرچه خرابست ، از کرم معمور سازخوش بود گر ساز ما را باز بنوازی به لطف
گرچه بر خاک درم انداختی ای نور چشمچشم آن دارم که از چشمم نیندازی به لطف
آفتاب عالمی و عالمی در سایه اتلطف فرمائی و کار عالمی سازی به لطف
عشقبازی می کنی با ما ولی پنهان ز مااین لطیفه گر که با ما عشق می بازی به لطف