گنج

غزل شمارهٔ ۹۷۶

عشق او دریا و ما در وی صدفاز صدف گوهر طلب کن ای خلف
گوهر هر کس که باشد خوبترباشد او را بر یکی دیگر شرف
کی تواند بود گیلان همچو مصریا کجا باشد سقر مثل نجف
کشف و کشاف است ما را در نظرکی بود چون کشف ما کشف کشف
گرچه دریا آبرو دارد ولیغیر بادش نیست دریا را به کف
در پی نقش خیال این و آنحیف باشد گر شود عمرت تلف
نعمت الله مجلسی آراستهآمده رندان مست از هر طرف