گنج

غزل شمارهٔ ۴۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اداریمما۷ بیت
در خرابات فنا ملک بقا داریم ماخوش بقای جاودانی زین فنا داریم ما
کشته عشقیم و جان در کار جانان کرده ایماین حیات لایزالی خونبها داریم ما
خم می درجوش و ما سرمست و ساقی در نظرغم ز مخموران این دوران کجا داریم ما
جام دُرد درد او شادی رندان می خوریمدرد می دانیم و دایم این دوا داریم ما
دیگران گر ملک و مال و تخت شاهی یافتندسهل باشد نزد ما زیرا خدا داریم ما
نقد گنج عشق او در کنج دل ما دیده ایماین چنین گنجی طلب میکن ز ما داریم ما
در طریق عاشقی عمریست تا ره می رویمرهبری چون نعمت الله رهنما داریم ما