غزل شمارهٔ ۱۲۹۲
در صحبت ما همه صفاینما را همه ذوق از خداین
تا روز صفا و ذوق مستی استکامشب یاران حریف ماین
رندان مستند و لاابالیمستانه سرود می سراین
در عالم معنی عین عشقیمهر چند که صورتاً جداین
با دُردی درد عشق صافیمرندان همه ایمن از دواین
مطرب سخنم چو خوش سرایددر پاش سران همه سراین
گوئی عشقش بلای جان استمی کش دایم که خوش بلاین
مستیم و خراب در خراباترندی که میش اوی کجاین
شاهان جهان به دولت عشقدر مجلس سیدم گداین