گنج

غزل شمارهٔ ۳۶۹

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: انیست۷ بیت
هر دل که به عشق مبتلا نیستهستش مشمر که گوئیا نیست
تا دُردی درد نوش کردیمدل را به از این دگر دوا نیست
رندیم و مدام جام رنداناز ساقی و جام می جدا نیست
مستیم و خراب در خراباتما را جائی دگر هوا نیست
در بحر محیط عشق غرقیمجز ما خبرش ز حال ما نیست
هر نقش که در خیال آیدنیکش بنگر که بی خدا نیست
مستیم و حریف نعمت اللهحیف است که ذوق او تو را نیست