گنج

غزل شمارهٔ ۶۹۷

چشمت به تو نور خوش نمایدگوش تو در سخن گشاید
در گلشن ما زبان بلبلهر لحظه تو را همی سراید
دست تو بیان کند یداللهگر زانکه یدش به دستت آید
پائی که به قدرتش بپایستبی قدرت او به پا نپاید
بی جود وجود سید ماخود بود وجود ما نشاید