غزل شمارهٔ ۶۷۳
روی خود را به نور دل بنمودنظری خوش به چشم ما فرمود
ساقی ما چو رند مستی دیدمی خمخانه را به ما پیمود
دل ما را به لطف خود بنواخت رحمتی هم به جای خود فرمود
آتشی رو نمود موسی رادر حقیقت اله موسی بود
در میخانهٔ همه عالمساقی ما به روی ما بگشود
دُرد دردش دلی که نوش نکرددرد او را کجا بود بهبود
جان عارف فدای سید بادکه دل عارفان از او آسود