گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۵

دیده ام مهر منیر مه نقابذره ای از نور رویش آفتاب
جامی از می پر ز می داریم مانوش کن جام شرابی از شراب
ما در این دریا به هر سو می رویمساغری داریم پر آب از حباب
موج و دریا و حباب و قطره همچار اسم و یک حقیقت عین آب
چشم ما روشن به نور روی اوستلاجرم بینیم رویش بی حجاب
هر دمی نقش خیالی می کشدگه به بیداری بُود گاهی به خواب
نعمت الله یافتم از لطف اوبی خطا والله اعلم بالصواب