گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: رم۷ بیت
در همه آینه یکی نگرمآن یکی در هزار می شمرم
هر چه بینم به نور او بینمجام گیتی نماست در نظرم
زندهٔ جاودان منم که به عشقجان به جانان خویش می سپرم
او خبیر است و من خبیر خبیرتا نگوئی ز خویش بی خبرم
عارفانه مدام در سیرمهر زمان در ولایت دگرم
پای بوسش اگر دهد دستماز سر کاینات در گذرم
نعمت الله چو نور چشم منستجام و جم را به همدگر نگرم