گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۳۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ییافتیم۷ بیت
وقت ما خوش شد که ما ملک گدائی یافتیمتاج و تخت خسروی از بینوائی یافتیم
این سعادت بین که چون گنج قناعت شد پدیدخاتم ملک سلیمان در گدائی یافتیم
سر به زیر پا درآوردیم تا سرور شدیمپیروی کردیم از آن پس بینوائی یافتیم
نقد گنج او بسی در کنج دل ما دیده ایمدولت جاوید و گنج پادشاهی یافتیم
از سر همت قدم بر هستی خود تا زدیمچون ز خود بیگانه گشتیم آشنائی یافتیم
چون همایان جیفه پیش کرکسان انداختیملاجرم بر کرکسان اکنون همائی یافتیم
نعمت الله راز خود با رازداران بازگوهست ما چون نیست شد هست خدائی یافتیم