گنج

غزل شمارهٔ ۲۳

به هویت چو اوست با اسماآن هویت طلب کن از اشیا
از هویت خبر اگر داریبه هویت خدا بُود با ما
گرچه آب روان بود در جوبخور آبی ولیکن از دریا
دامن خود بگیر و خوش بنشینتا به کی می‌ روی تو جا ز جا
با تو مقصود تو است هم خانهدر به در می روی کجا و چرا
از خودی بگذر و خدا را جوچند باشی مقید من و ما
همچو سید از این و آن بگذرتا بیابی مراد هر دو سرا